
پیش از تو هیچ اقیانوس نمی شناختم كه عمود بر زمین بایستد
پیش از تو هیچ خدای را ندیده بودم كه پای افزاری وصله دار به پا كند
و مشكی كهنه بر دوش كشد
و بردگان را برادر باشد
آه ای خدای نیمه شب های كوفه تنگ
!
ای روشن خدا در شب های پیوسته تاریخ
ای روح لیلته القدر - حتی اذا مطلاع الفجر
شب از چشم تو آرامش را به وام دارد و طوفان از خشم تو خروش را
تو آن بلندترین هرمی كه فرعون خیال می تواند ساخت
و من آن كوچكترین مور كه بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
به پای تو می گریم
با چشمانی یتیم ندیدنت
گریه ام، شعر شبانه ی غم توست
+
نوشته شده در
Fri 19 Sep 2008ساعت
11:45 PM توسط مدیر وبلاگ(*_*) م.ر.هويدا
|